آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

636

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

بودند ، و او حتى المقدور در حمايت آنان مىكوشيد « 1 » . تاريخ زندگانى اين شخص ، به نحوى كه در اعمال شهداى نصرانى مسطور است ، ما را از طرز زندگى طبقه عاليه ايرانيان در عهد خسرو پرويز آگاه مىكند . مىنويسد : مهران گشنسپ نسب بپادشاهان ميرسانيد . پدرش استاندار نصيبين و جدش حاكم انطاكيه جديد بود ، كه انوشروان بنا نهاد . ملك خانوادگى او قريه پاقوريا « 2 » . در بلوك ننيشتار « 3 » در ولايت بابل بود ، و بنابر رسم امراء و اشراف بزرگ قصرى زيبا در پايتخت داشت . در عنفوان شباب ، اين جوان اصيل‌زاده را ، كه داراى صفات حميده بود ، بدربار فرستادند ، تا چندى پيشخدمتى كند و پس از آن بمقامات دربارى يا مراتب عاليه كشورى نايل آيد . هنگامى كه طاعون در ماحوزه افتاد ، مهران گشنسپ هم فرار كرد ، چه با وجود شكى كه داشت ، هنوز از دين نياكان خود دست نكشيده بود ( مؤلف عيسوى در اينجا از روى طنز گويد كفار در اين قبيل مواقع فرار مىكنند ) . بارى مهران گشنسپ بيكى از املاك خود رفت ، و يكى از عيسويان را سرپرست املاك و بندگان خويش قرار داد « 4 » . چون بدين مسيح گرويد ، خود را به بيابان كشيد ، تا در آنجا حقايق دين جديد را از رهبانان تعليم بگيرد . روزى از خواهر خود پرسيد - كه بعد از انتقال من بكيش نصارى در دربار چه مىگفتند : خواهرش جواب داد « بيا ، براى تو هيچ خطرى نيست ؛ شاه ، وقتى ، كه خبر فرار ترا شنيد ، فقط فرمود : « مهران گشنسپ بدوزخ شتافت ! » . حال راه خود را پيش‌گير ، ممكن است پادشاه حتى مقرر فرمايد ، كه املاكت را نيز پس بدهند » . چندى بعد مهران گشنسپ خواهر خود را ملاقات كرد ، در وقتى كه به عقد يكى از اشراف درآمده بود . پس چند قدمى پيش رفته ، با كمال احترام به او نماز برد و تعظيم كرد . خواهر از مسند خود برخاسته با كمال مهربانى دست را

--> ( 1 ) - لابور ، ص 25 - 208 . ( 2 ) - paqoria ( 3 ) - Naneshtar ( 4 ) - نسخه بدل : « ساير املاك خود » ، ر ك گيلگر ، مجله شرقى وين ، 42 ، ص 125 .